تبليغاتX
FIRE STAR MAIKEL
کار و احترام به مشتری
سلام به همه ی  دوستان عزیز

یک ماه دیگه گذشتو یک آپ دیگر

چقدر روزا و ماه ها سریع می گذره نه؟

بابا من نمی دونم در چه رابطه ای چیز بزارم همون آپ

فقط چپو راست بعضی ادم های با معرفت می گن آپ کن

راسی کنکور چطور بود خوب دادین ملت من که خودم پشتش نبودم ولی یکی از

دوستام پرسیدم

می گه عالی داده البته وقتی اون خوب بده یعنی من خوب  ادم اون قبول شه یعنی

من قبول شدم فرقی

نمی کنه

امیدوارم خودتونم خوب داده باشینو از این حرفا

 یه چیز می گم نظرتونو بدین خودایی.. بعضی از این مونث ها وقتی باهاشون کار می

کنی مثلا

همکارتن اولا 

فکر می کنن اگه سلام بهشون بکنی می خایی بدزدیشون به خودشون وعده الکی

می دن تا یه پسر

خوشتیپم می بینن نمی دونن چطور تحویلش نگیرن که خودشونو نشون بده عقده

دارن بدختا

تو هر شرکتی  مطبی هرجا بری یه احمقی مثل اینا هست البته ببخشید گفتم

احمق ولی باید می گفتم احمق تر از احمق

من نمی دونم این دخترا اگه میان تو بازار کار کار کنن وظیفشونه که تحویل بگیرن

حتی دشمنشونو  اگه نه پس خیلی غلط و بی خود کردن اومدن تو کار چهار کلاسم

حالیشون نیست که بگیم درسشو خوندن من خودم رشتم مدیریت بازرگانیه یه کتاب

توشه به اسم منشی گری  نوشته اگه مشتری با ساتور زد تو سرت باید به خوبی

باهاش برخورد کنی وظیفته اونوقت ما میرم شرکتی جایی که مثلا کارشون به ما

دادن یه سلام می کنی خانوم جواب نمی ده اخه یکی نیست بهش بگه بیشعور  تو

 

که مشکل داری عقده داری می خایی بگی از پسرا بدت میاد خو گوه خوردی اومدی

تو  شرکت کار می کنی

البته منم خو جوابشونو می دم گفتم خانوم مشکل داری نیا سر کار  یه دفعه یه جا

دیگه گفتم چطور جواب سلام بلد نیستی کدوم خر کرده تو رو منشی

وقتی به کسی احتارم می زاری لیاقت احترام نداره  همیچن یه تیکه بنداز  تو روش

که معنی احترام با بی احترامیو بفه

البته یه چیز بدی نگین که خودتون شرمنده شید در همون حد خودش

نظرتونو بگین

تا بعد بابای

نو کردن دفتر

 


+ نوشته شده توسط مایکل(انسان گرگ نما) در سه شنبه 1387/04/11 و ساعت 4:1 بعد از ظهر |
تولد
امروز روز تولدمه

به مناسبت تولد خودم

تولدم مبارک


+ نوشته شده توسط مایکل(انسان گرگ نما) در شنبه 1387/03/25 و ساعت 6:48 بعد از ظهر |
محسن نامجو
سلام به بچه های خوبو نازم چه خبر؟

اقا امروز محسن نامجو عزیز رو براتون گذاشتم برای دانلود که قولشو داده بودم البته

البوم دیازپام ۱۰ میخاستم بزارم که پیداش نکردم خودمم حوصله آپلودشو ندارم

ولی اگه کسی می خاستش ایدیه  tv_123_al  رو اد کنه  . (این ایدیه خودمه) بگه

براش سند کنم البته اینترت پر  سرعت هم باید داشته باشه

البوم نو بهاری از محسن نامجو  اسطور موسیقی ایران (تریپ سنتی)

 

عنوان .......................... زمان ............... حجم فايل (KB) .......... دانلود
1نوبهاری ...................... 04:28 ....................... 2,049 .................. برو دانلود

2ساروان ...................... 05:17 ....................... 2,458 .................. برو دانلود
3دوخوانی .................... 05:16 ....................... 2,458 .................. برو دانلود
4شیوه نوشین لبان ....... 05:29 ....................... 2,538 .................. برو دانلود
5ای یار یارُم ................. 04:11 ....................... 1,915 ................... برو دانلود
6مست و خراب ............ 05:44 ........................ 2,644 .................. برو دانلود
7آینه .......................... 05:18 ....................... 2,440 .................... برو دانلود
8یار مرا ...................... 07:48 ...................... 3,606 ..................... برو دانلود
9هیچ (بنگر به جهان) .... 05:11 ....................... 2,413 .................. برو دانلود
10دلا دیدی ................. 07:03 ....................... 3,267 ................... برو دانلود
11بگو، بگو ................. 07:29 ...................... 3,498 ..................... برو دانلود

 توجه : پسورد فايلهاي زيپ، www.harmonia.ir مي باشد.

برین حالشو ببرن (البته برای کسایی که احلشن)

تا ماهی دیگر و آپی دیگر خدانگهدار


+ نوشته شده توسط مایکل(انسان گرگ نما) در یکشنبه 1387/03/05 و ساعت 4:23 بعد از ظهر |
ترکوندیم
سلام به همه دوستای عسیسم 

چقدر دیر به دیر آپ می کنم قبول دارم

البته یکم گرفتار بودم اخه مامانم اینا رفته بودن مکه (اشالله مامان اینای

خودتون) دیگه خونه خالی بود ماهم ترکوندیم تا بیان

خلاصه خوبین خیلی خوبین بهتر شدین 

اقا یا خانوم توی پست بعدی قول می دم که از نامجو هنر مند عزیز دوره گرد

البته قبلانا دوره گرد بوده که یه سبک جدید سنتی یا مدرن یا پاپ اخه همه

چیو قاطی کرده از مشکلات جامعه می گه رو براتون می زارم آلبوم دیازپام ۱۰

 البته هرکسی گوش نمی کنه ولی چون من خودم گوش می کنم شاید

ملت بعضیا شونم گوش کنن .

خب دیگه خوش گذشت تا پست بعدی بابای


+ نوشته شده توسط مایکل(انسان گرگ نما) در پنجشنبه 1387/02/12 و ساعت 1:30 بعد از ظهر |
سال نو مبارک
سال ۱۳۸۷ بر همه دوستان

 

عزیزم مبارک باد امیدوارم سال

 

خوبی داشته باشین

سال نو مبارک


+ نوشته شده توسط مایکل(انسان گرگ نما) در دوشنبه 1387/01/12 و ساعت 11:28 بعد از ظهر |
بازم هم ما اومدیم
سلام به همه ی دوستان عزیز و مزیزی و لذیذ . میگم لذیذو اینطور می نوشتن

اقا بعد از عمری یعنی یکی دو ماه باز هم یه آپی پروندیم بینیم چی میشه

خب خوبین خوشین راسی اول یه خبر بدم آیین نامه قبول شدم

و یه چیز دیگه پیشا پیش عید سعید فطر یعنی نوروز رو به همتون تبریک می گی اشالله تو این سال۱۳۸۷ کسایی که درس خونن تو درساشون موفق تر بشن کسایی که بازارین پول پارو کنن کسایی که بی کار ن  کار پیدا کنن و کسایی که دوست دختر ندارن و برعکس هم پیدا کنن طرف مقابلشونو و اون کسایی که هم دیگرو ول کردنو اینا الی اخر کلا همچی yes to all  باشه

وهمین دیگه چیز خاصی ندارم بگم تا بعد یه عکس های باحالی از گیتار برقی تو همین آپ بزارم

تا بعد بابای


+ نوشته شده توسط مایکل(انسان گرگ نما) در شنبه 1386/12/18 و ساعت 10:21 بعد از ظهر |
روز عاشورا - دزفول
سلام به همه ی بچه های عزیز ما بازم اومدیم

تو این دوروزه زیاد آپ کردم منی که هی ماه به ماه آپ می کردم برین حال کنید

داداش و ابجی ها امروز روز عاشورا بود ماهم رفتیم دسته حالا ماها بهش می گیم دسته نمی دونم شما بهش می گین چی

ولی دو تا عکس باحال گرفتم که اولیش جزو عجحایب بود

حالا عکسارو سیاهت کنید

شال های طرفو

یارو انقدر شال انداختن گردنش که داره خفه میشه

مرسی جمعیت

این عکسم که دیگه معلومه مرسی جمعیت

خب اینم از آپ امروز خوشباشین و موفق تا بعد بابای


+ نوشته شده توسط مایکل(انسان گرگ نما) در شنبه 1386/10/29 و ساعت 10:2 بعد از ظهر |
زندگی اینترنتی
سلام به همه دوستان عزیزم امیدوارم که حالتون خوب باشه  . شب های محرم  را به همه ی شما دوستان عزیزم تسلیت عرض می کنم.



امروز یه آپ باحال اوردم که حال کنید یه عکس از تو روزنامه بود به دلیل کمبود امکانات نتونستم اسکنش کنم ازش عکس گرفتم و گذاشتمش برای شما دوستانه عزیزم.


بعضی از شما ها هم همینطوری هستین.
منتظر اپ بعدی باشین دوستتون دارم 
به امید موفقیت بوس بوس
بابای.(نظر یادتون نره)




+ نوشته شده توسط مایکل(انسان گرگ نما) در جمعه 1386/10/28 و ساعت 6:37 بعد از ظهر |
پايان حادثه تيراندازي در دانشگاه آزاد دزفول
سلام به همه دوستان گلم خیلی از نظرات قشنگتون ممنون مرسی اینا. داداش این خبرو گوش کن . این یارو خیلی فیلم هندی میدیده مقارن ساعت 11:10 ظهر امروز، چهارشنبه، پنجم دي ماه، دانشجوي 22 ساله با ورود به ساختمان امام‌خميني(ره) دانشكده ادبيات و علوم‌انساني دانشگاه آزاداسلامي دزفول، اقدام به شليك سه تير هوايي كرد و بدين ترتيب دانشجويان وحشت‌زده با همكلاسي 22 ساله خود در حالي مواجه شدند كه قصد انتقام گيري از يكي ديگر از پسران اين دانشكده را داشت. حميد قناعتي، فرماندار دزفول اظهار داشت: ظهر امروز گزارش داده شد كه در يكي از كلاس‌هاي رشته ادبيات دانشگاه آزاد اسلامي واحد دزفول، يكي از دانشجويان اقدام به تيراندازي كرده است كه متعاقب آن نيروهاي انتظامي در محل حاضر شد‌ه، اقدامات تاميني را انجام دادند. من نيز پس از شنيدن اين خبر در دفتر رئيس دانشگاه حاضر شدم. وي افزود: موضوع اين بود كه يكي از دانشجويان پسر اين دانشگاه با قرار داشتن در حالتي بسيار عاطفي، از مدت‌ها پيش از يكي از خانم‌هاي همكلاسي خود خواستگاري كرده بود ولي با امتناع و مخالفت اين دختر خانم و خانواده‌اش به علت نبود سنخيت خانوادگي و قومي، روبه‌رو شده و جواب رد گرفته بود. قناعتي خاطرنشان كرد: با گلايه اين دختر، دانشجوي پسر در هفته‌هاي گذشته به حراست دانشگاه ارجاع داده شده و از آنجا نيز به امور دانشجويي و واحد مشاوره دانشگاه فرستاده مي‌شود. در اين زمينه، با اين دانشجو مشاوره نيز انجام شده و قرار بر اين بوده كه پس از اين، پيگير موضوع خواستگاري نشود. وي گفت: متاسفانه امروز وي با تهيه يك قبضه سلاح كلت كمري، در كلاس درس حاضر مي‌شود و در حالي كه حدود 34 دانشجو كه عمده آنها نيز دانشجويان دختر بوده‌اند، از استاد كلاس درخواست مي‌كند كه كلاس را اداره كرده تا او با دانشجويان صحبت كند. استاد نيز وقت را به اين دانشجو مي‌سپارد ولي با كشيدن كلت توسط دانشجو، كلاس درس بر هم مي‌خورد. فرماندار دزفول گفت: اين دانشجو بنا نداشته به كسي آزار برساند و قصد او تنها ايجاد رعب و وحشت بوده است. اين دانشجو، 2 تير هوايي نيز شليك كرده ولي دانشجويان بدون هيچ آسيبي از كلاس خارج شده‌اند. وي يادآور شد: در اين ماجرا بحث گروگان‌گيري كاملا منتفي است. اين دانشجو قصد گروگان‌گيري نداشته و با توجه استرسي كه به آن دچار بوده، تنها براي نمايش قدرت‌ دست به اين كار زده است. آن‌گونه كه گزارش داده‌اند اين دانشجو يكي از دانشجويان درس‌خوان دانشگاه بوده و تاكنون نيز مشكل خاصي نداشته است و دعوت به كميته انضباطي نيز در پرونده‌اش وجود ندارد. اين اقدام، به دليل حالت عصبي دانشجو بوده است. مشاور امور دانشجويي دانشگاه نيز اظهار داشته كه اين علاقه، يك‌طرفه بوده است. وي تصريح كرد: يكي از اساتيد در حالي كه هنوز دانشجو كلت را در دست داشته، وارد كلاس شده و با او مذاكره مي‌كند و پس از گفت‌وگو اين دانشجو به هوشياري مي‌رسد. پس از آن نيروهاي انتظامي حاضر در محل، اين دانشجو را تحويل گرفتند و هم اكنون نيز در اختيار نيروهاي انتظامي است. تاكنون نيز شكايتي از اين دانشجو انجام نگرفته است. قناعتي عنوان كرد: اميدواريم همه جوانان براي تشكيل خانواده به تعادل فكري و روحي برسند. اين كه عنوان مي‌شود براي ازدواج بايد طرفين به حد رشد برسند، منظور رسيدن به سن تكليف نيست بلكه دو طرف بايد به تدبير لازم براي اداره و هدايت زندگي برسند ولی خداییش خیلی جیگر داشته خب اینم از آپ این ماه تا ماه بعد خدانگهدار boos boos by bye
+ نوشته شده توسط مایکل(انسان گرگ نما) در پنجشنبه 1386/10/06 و ساعت 9:37 بعد از ظهر |
خاطره رانندگی
سلام به همه  دوستان عزیز و با صفا و با مرام و با وقار و با قطار 

دوستان و برو باکس حالتون خوب و خوش نیز است؟ ایشالله که خوب باشین

اول می خاستم تشکر کنم از تمام برو باکسی که کلا نظر می زارن تو این وبلاگ

موتوشکرم

داداش ما عکسامونو از تو وبلاگ جمع آوری کردیم خیلی ها نظر می زاشتن می

خاستن مارو حالی کنن که اشتپ می زنم یا  چمی دونم از این چیزا که بی خیالش

اصلا بگو ببینم خودت خوبی؟

خوب یک ماه هم گذشت و ما بر گشیتم باز هم با یک آپ جدید و شیرین

امروز می خام یه خاطره براتون تعریف کنم مال سه چهار روز پیش بود 

داداش یا ابجی که تو باشی چند روز پیش با یکی از دوستام گفتیم بریم یه چرخی در

سطح دزفول بزنیم چون کاری باری نداشیتم اینا  خلاصه بعد از کلی چرخ زدن طرف

های ساعت ۶ شب اینا دوستم گفت بریم طرف آزادگان. ازادگان یه منطقه ای از دزفوله

که  اونور شهره .گفتیم بریم برای اولین بار یه کس چرخی توش بزنیم اینا ببینم چطوره

خلاصه همینطور که داشتم می رفتیم  ضبط ماشین صدا تا تا اخر  شیشه ها تا نصفه

همینطور کلاس میریختیم با باس سیستم و حال می کردیم که  از بد شانی اصلا

همه تو خونه هاشون بودم بجز یکی دوتا بچه تو خیابون

خلاصه داشتم برمیگشیتم که تو جاده اصلی اقا از شانس بد ما  ایست بازرسی بود

حالا هیچ روزی ایست بازرسی نبود امروز از شانس بد ما بود که اصلان یادمون هم

رفت صدای  ضبطو کم  کنیم که جناب پلیس  ایستو گرفت جلومون با دستش اشاره

کرد گفت بزن کنار

طابلو بود می خاست گیر الکی بده به ضبط

اقا امدو گفت ضبطتون چرا انقدر بلنده هاااااااا

گفتمش داداش ما یکم گوشامون ضعیفه به همین دلیل بلند کردیم که بفهمیم تازه

هنوز این دوستمم صداشو نشنیده فکر می کنه خاموشه

افسر گفته خفه شو گموش  نمک می ریزه

گواهی نامه کارت شناسایی کارت ماشین معاینه فنی

گفتمش جناب سروان جمله بسازم

گفتمش جناب سروان هیچی خدمتم نیست ولی کارت سوخت بدم خدمتون

 جناب سروان:خفشوووووو

دوستم گفتش صداتو واسه من داد نزن

خلاصه افتادیم به پاش که اقا تر خدا ولمون کنو از این حرفاد گفت نهههههههههههه

مسئولیت دارههههههههههه

گفتم خو چرا انقدر حرص می خوری  پیر میشی زن نمی دن بهت ها

خلاصه گفتیمش توربه خدا  گفت نمی کنم  - توربخدا- نه نه - تورو به ننه - نه نه - تورو

به غلوم - نه نه- بیا با هم برقصیم - نه نه -  از شوهرت نترسیم - نه نه -(چه بی ربط)

خلاصه کلی اسرارو خواهش اینا. جناب سروان زیر میزی بدم خدمتون. گفت اینجا که

میزنی نیست گفتمش خو زیر داشبردی قبول کن لا اقل

بعد از کلی درد سر ولمون کرد   و ما هم به کس چرخ زدنمون ادامه دادی

حالا این هیچ  پس فرداش رفتم راهنمایی رانندگی در حین رانندگی که افسر کنارم

بود پرسید  اقا پسر اگه  داری تو جاده با سرعت ۶۰ کیلومتر می ری یه پیرمرد یه دفعه

اومد جولوت چیکار می کنی

گفتمش داداش گازشو  می گیریم  سرعت  ۶۰ تا رو می کنم ۸۰ تا  جلو  پای

پیرمرده   یه دفعه  پاهامو  می زارم رو کلاج و ترمز محکم تر مز می گیرمم تا یک میلی

متریش وا میستم  صدای چرا خ ها که میره رو هوا هیچ دستمو می زارم رو بوق

حدود دو دقیقه و سرمو از پنجره می کنم بیرون هر فوشی که بلدم بهش می دم

 تا یه دفعه اصلا سکته کنه  دق کنه نیستو نابود بشه مرتیکه

یه دفعه افرس گفت بزن کنارررررررر می خام پیدا شم   گفتمش نه داداش می

رسونمت گفت   بزن کنار می خام پیدا شم  بیشنم پشت فرمون تورو پیدا کنم بری

گفتمش چیه حالا انقدر ناراحت شدی بیا بریم یه نوشابه چیزی مهمونت کنم

نمی خاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

خوب یابا چرا داد می زنی خودتو کشتی  لا اقل تا یه جایی برسونمون  گفت برو

بینیم بابا برو یک ماه دیگه بیا

گفتمش راسی افسر جون   من کجای رانندگی  اشباه کردم میشه توضیح بدی

گازشو گرفت و پرتمکون کرد بیرون رفت

خب دیگه بستونه ما بریم خودم خسته شدم از بس تایپ کردم تا بعد بابای نظر بدین

یادتون نره

 


+ نوشته شده توسط مایکل(انسان گرگ نما) در جمعه 1386/09/02 و ساعت 2:13 قبل از ظهر |