تبليغاتX
FIRE STAR MAIKEL
خاطره رانندگی
سلام به همه  دوستان عزیز و با صفا و با مرام و با وقار و با قطار 

دوستان و برو باکس حالتون خوب و خوش نیز است؟ ایشالله که خوب باشین

اول می خاستم تشکر کنم از تمام برو باکسی که کلا نظر می زارن تو این وبلاگ

موتوشکرم

داداش ما عکسامونو از تو وبلاگ جمع آوری کردیم خیلی ها نظر می زاشتن می

خاستن مارو حالی کنن که اشتپ می زنم یا  چمی دونم از این چیزا که بی خیالش

اصلا بگو ببینم خودت خوبی؟

خوب یک ماه هم گذشت و ما بر گشیتم باز هم با یک آپ جدید و شیرین

امروز می خام یه خاطره براتون تعریف کنم مال سه چهار روز پیش بود 

داداش یا ابجی که تو باشی چند روز پیش با یکی از دوستام گفتیم بریم یه چرخی در

سطح دزفول بزنیم چون کاری باری نداشیتم اینا  خلاصه بعد از کلی چرخ زدن طرف

های ساعت ۶ شب اینا دوستم گفت بریم طرف آزادگان. ازادگان یه منطقه ای از دزفوله

که  اونور شهره .گفتیم بریم برای اولین بار یه کس چرخی توش بزنیم اینا ببینم چطوره

خلاصه همینطور که داشتم می رفتیم  ضبط ماشین صدا تا تا اخر  شیشه ها تا نصفه

همینطور کلاس میریختیم با باس سیستم و حال می کردیم که  از بد شانی اصلا

همه تو خونه هاشون بودم بجز یکی دوتا بچه تو خیابون

خلاصه داشتم برمیگشیتم که تو جاده اصلی اقا از شانس بد ما  ایست بازرسی بود

حالا هیچ روزی ایست بازرسی نبود امروز از شانس بد ما بود که اصلان یادمون هم

رفت صدای  ضبطو کم  کنیم که جناب پلیس  ایستو گرفت جلومون با دستش اشاره

کرد گفت بزن کنار

طابلو بود می خاست گیر الکی بده به ضبط

اقا امدو گفت ضبطتون چرا انقدر بلنده هاااااااا

گفتمش داداش ما یکم گوشامون ضعیفه به همین دلیل بلند کردیم که بفهمیم تازه

هنوز این دوستمم صداشو نشنیده فکر می کنه خاموشه

افسر گفته خفه شو گموش  نمک می ریزه

گواهی نامه کارت شناسایی کارت ماشین معاینه فنی

گفتمش جناب سروان جمله بسازم

گفتمش جناب سروان هیچی خدمتم نیست ولی کارت سوخت بدم خدمتون

 جناب سروان:خفشوووووو

دوستم گفتش صداتو واسه من داد نزن

خلاصه افتادیم به پاش که اقا تر خدا ولمون کنو از این حرفاد گفت نهههههههههههه

مسئولیت دارههههههههههه

گفتم خو چرا انقدر حرص می خوری  پیر میشی زن نمی دن بهت ها

خلاصه گفتیمش توربه خدا  گفت نمی کنم  - توربخدا- نه نه - تورو به ننه - نه نه - تورو

به غلوم - نه نه- بیا با هم برقصیم - نه نه -  از شوهرت نترسیم - نه نه -(چه بی ربط)

خلاصه کلی اسرارو خواهش اینا. جناب سروان زیر میزی بدم خدمتون. گفت اینجا که

میزنی نیست گفتمش خو زیر داشبردی قبول کن لا اقل

بعد از کلی درد سر ولمون کرد   و ما هم به کس چرخ زدنمون ادامه دادی

حالا این هیچ  پس فرداش رفتم راهنمایی رانندگی در حین رانندگی که افسر کنارم

بود پرسید  اقا پسر اگه  داری تو جاده با سرعت ۶۰ کیلومتر می ری یه پیرمرد یه دفعه

اومد جولوت چیکار می کنی

گفتمش داداش گازشو  می گیریم  سرعت  ۶۰ تا رو می کنم ۸۰ تا  جلو  پای

پیرمرده   یه دفعه  پاهامو  می زارم رو کلاج و ترمز محکم تر مز می گیرمم تا یک میلی

متریش وا میستم  صدای چرا خ ها که میره رو هوا هیچ دستمو می زارم رو بوق

حدود دو دقیقه و سرمو از پنجره می کنم بیرون هر فوشی که بلدم بهش می دم

 تا یه دفعه اصلا سکته کنه  دق کنه نیستو نابود بشه مرتیکه

یه دفعه افرس گفت بزن کنارررررررر می خام پیدا شم   گفتمش نه داداش می

رسونمت گفت   بزن کنار می خام پیدا شم  بیشنم پشت فرمون تورو پیدا کنم بری

گفتمش چیه حالا انقدر ناراحت شدی بیا بریم یه نوشابه چیزی مهمونت کنم

نمی خاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

خوب یابا چرا داد می زنی خودتو کشتی  لا اقل تا یه جایی برسونمون  گفت برو

بینیم بابا برو یک ماه دیگه بیا

گفتمش راسی افسر جون   من کجای رانندگی  اشباه کردم میشه توضیح بدی

گازشو گرفت و پرتمکون کرد بیرون رفت

خب دیگه بستونه ما بریم خودم خسته شدم از بس تایپ کردم تا بعد بابای نظر بدین

یادتون نره

 


+ نوشته شده توسط مایکل(انسان گرگ نما) در جمعه 1386/09/02 و ساعت 2:13 قبل از ظهر |